تبليغاتX
بیوگرافی ناظم التجار ارومیه
مقدمه 87/02/12 15:3
صفحات پیش رو در بردارنده شرح زندگانی و مجموعه روایات سید محمد ناظم التجار ارومیه می باشد.

شخصیت بی نظیر و منفردی که در برهه ای از تاریخ پر آشوب  خاندانی بزرگ و افتخار آفرین پایه گذاری می نماید و با روحیه نستوه و آزادی خواه و بدور از فساد درخت امنیت و میهن پرستی را بارور می نماید.

این بزرگ مرد به دوران جوانی زادگاه خود را ترک گفته و ساکن ارومیه می شود. به روزگاری که این شهر مورد تجاوز بیگانگان عثمانی و روس قرار گرفته و حاکمیت مرکزی کم رنگ است.

راهها امنیت ندارد و رشته تجارت گسیخته شده. در مقابل بیگانگان می ایستد تا بدانجا که کینه اش را بدل می گیرند . امنیت راه مواصلاتی با جهان خارج را برقرار می نماید و تجارت را رونق میبخشد. بهمین سبب ملقب به ناظم التجار  می گرددو...

فرزندانش صراف بودند و رئیس و بنیان گذار بانک فلاحت.

نوادگانش در کسوت مدیریت و امیر لشگری و استاد دانشگاه ظاهر می شوند.

نسل بعدی وزیر و پزشک و استاد دانشگاه.

از این نسل طیبه شمار بسیاری هم اکنون نام آن بزرگ مرد را با افتخار بر خود دارند.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

اين افسانه گونه مربوط به كاظم خان و دوران قدرت مداري اوست.

رقابت سفير آمريك و روسيه تزاري در اروميه بالا گرفته و سفير آمريكا به پشتوانه قدرت مالي نفوذ بسيار يافته و روسيه از اين بابت در تنگنا قرار مي گيرد.

سفير روسيه در اين برهه چاره را در توسل به كاظم خان مي بيند و براي ملاقاتش با كالسكه راهي قلعه مي شود.

در راه قلعه چون به پست نگهباني اول مي رسد با ديدن سبيل تا بناگوش در رفته و چهره خشن نگهبان ترس بر او غالب مي شود و حالش دگرگون شده و به كالسكه چي نهيب مي زند نگه دار!

اما كالسكه چي بر عكس متوجه شده و بسرعت مي راند و سفير آشفته حال در همان كالسكه به آلودگي اغشته مي شود.

در پست دوم نيز همان حالت تكرار مي شود تا بنزد كاظم خان مي رسند.

چون كاظم خان در كالسكه را مي گشايد سفير روسيه را در ميان آلودگيها آشفته و نالان مي يابد .

از آنهمه شوكت روسيه چيزي نمي ماند!



راوي يكي از نظاميان ارومي

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

علي آقا برادر حاج ناظم آقا سمت مهمانداري را داشتند و بخوبي مهمانان برادر را رفع و رجوع مي نمود.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

در اواخر دوره قاجار خارجيان با سرمايه گذاري در صدد نفوذ خود در كشور بودند.

در اين رابطه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

شاهزاده امام قلي ميرزا كه از هواداران آلمانيها بود با شينومان قراردادي براي ساختن كشتي در درياچه اروميه امضا نمود و بيعانه اي به مبلغ نه هزار تومان پرداخت كرد.

آجرپزي آلماني - الكل سازي روسي- آسياب بخاري آلماني كه در آستانه جنگ اول جهاني تاسيس گرديد و چوب بري روسي از كارخانجات فعال اين دوران است.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

...

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

شاعر قره باغ 90/09/19 1:36
شيخ علي شاعر بي سوادي بود كه با قريحه ذاتي في البداهه اشعاري مي سرود و پاره اي در افواه بيادگار مانده.

از جمله:

بركت له اولسون ميريلر

سو وار ساز ديريلر


نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

آرياييها پس از اسكان در ايران طبق سنن و آيين خود تا پيش از زرتشت مردگان را سوزانده و بر روي خاكستر آن خاك ريخته دوباره بر روي آن مرده ديگري را مي سوزاندند و بدين ترتيب تپه هاي خاكستر پديد مي آمد كه نشان از قدمت تمدن در حوالي آنست.

تپه خاكستر قره باغ نيز نشان از تمدن اقوام آريايي و سكونت آنها در اين كوهساران دارد.

گاه با جستجو در اين خاكسترها از متعلقات متوفي اشيايي بدست مي آوردند ولي زمينه ساز از بين رفتن آثار تاريخي توسط نا اهلان شده است.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

سردار فاتح 90/07/10 1:18

در اين نبردها حاج ناظم آقا با گروه غواصش حضور داشته و بخاطر رشادتهايش لقب سردار فاتح اخذ مي كند.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

بهنگام هجوم لشگر دولت شورايي به آذربايجان در دهه بيست زنان و كودكان را با مال و حشم راهي مقطالو مي كنند و ريش سفيدان برياست مير ابراهيم آقا با نان و نمك باستقبال مي روند.

محل ورود لشگر متجاوز از سمت بالاي قنات حاج ناظم بود كه با اين ترفند روستا آسيب نديده و سالم مي ماند.

سربازان در خارج روستا چادر زده و قريب دو سال اقامت مي كنند اما روستا اشغال نمي شود و تنها براي رفع حوائج بدانجا رجوع مي كردند.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |

در دويم ذي قعده 1339 موافق تقريرات تيمور آقاي حكمران سيصد نفر از طايفه عبدوي به حكم اسماعيل آقا در حاليكه كسان كاظم بيك در غفلت بوده اند به قراباغ هجوم و تا قريه قالقاچي كسان كاظم را عقب نشانده و شش نفر هم از آنها مقتول شده است.

در قالقاچي هر چه محصول بوده يا برده و يا آتش زده سوزانده و مراجعت به قراباغ كرده اند.

از كسان اسمعيل آقا كه مهاجم هم بوده اند كسي كشته نشده است.

نوشته شده توسط ابراهیم هاشمی  | لینک ثابت |